جاده طی نشده (رابرت فراست)

دو جاده در جنگلي زرد از هم جدا مي‌شوند<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

و افسوس كه نمي‌توانستم از هر دو بگذرم

و مسافري باشم؛ دير زماني ايستادم

و يك جاده را تا دوردست تماسا كردم

تا جايي كه به درون درختان مي‌پيچيد

آنگاه رهسپار جاده ديگر شدم

كه همانقدر دلپسند بود

و شايد دليل بهتري داشتم

چون پر علف بود و هموار نشده

هرچند كه با گذشتن از آن

اين جاده نيز هموار مي‌شد

 

هر دو جاده در ان صبح

پوشيده از برگ بودند و بدون ردپا

جاده اول را براي روزي ديگر واگذاشتم

ولي مي‌دانستم كه هر جاده‌اي

به جاده ديگر مي‌رسد

و ترديد داشتم كه زماني بتوانم برگردم

اين حرف را با آهي خواهم گفت

زماني كه ساليان دراز سپري شده است

دو جاده در جنگلي از هم جدا مي‌شدند و من

آن را انتخاب كردم كه كمتر از آن عبور كرده بودند

و تمام تفاوت كار همين بود.

 

 

/ 2 نظر / 8 بازدید
رفوزه

پس اينو رابرت فراست گفته! ... عالی بود

mahsa

از نظرت تو سايت مون متشکرم برای من هم نظر بده