آرامش و شادي يافته ام/در هرچيزي كه مي‌بينم شگفتي است<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

نه ابري در آسمان نه تيرگي در قلبم/چون مسيح مرا محبت مي‌كند

روز و شب با محبت او/چشمه اي در قلبمان شده جاري

چشمه آب حيات كه مي‌بخشد/ پر از الفت و مهر منجي ما

 

در اوج شادي و پيروزي‌ام/با روح پر جلالش

مملو از قدرت الهي/كه بخشد توانايي

در برابر هوسها/هوسهاي زودگذر اين دنيا

 

راههاي او چقدر عجيب است/نتوانم با كلمات بگويم

كار عظيم او بر صليب جلجتا/رهانيد مرا از بند گناهان

اميدي كه من دارم به او/ چون پس از مرگ زنده شد از مردگان

تا ابد در حضورش او را خواهم پرستيد/بخاطر آن نجات عظيمش

 

هللويا....

 

همه كيپ تا كيپ نشستند. دختري پيانو مي‌زد، پسري گيتار.

-         «سرهايتان را خم كنيد و چشمهايتان را ببنديد. شما اكنون در محضر خدا هستيد. خوشا بحال كسي كه درك كند.»

اغلب چنين كردند. هنوز صداي همهمه مي‌آمد. تا اينكه صداي موزيك بلند شد.

-         «خواهش مي‌كنم هركس هرجور راحت است خدا را بپرستد....»

 

همه به احترام قيام كردند و باهم شروع كردند به سرود خواندن، از عيسي، از پسر خدا.

 

پدر روحاني موعظه كرد. باب نهم انجيل يوحنا را خواند: عيساي مسيح با حواريون گذر مي‌كردند. كوري را ديدند. حواريون گفتند: اين گناه كيست كه او چنين كور است، گناه پدر، مادر و يا خودش؟ عيسي گفت: هيچكدام. علت انست كه خداوند مي‌خواهد جلال خود را نشان بدهد....

پدر روحاني گفت: خدايا خيليها هستند كه مي‌خواهند تر از طريق استدلال و منطق درك كنند و تو فقط با محبت درك مي‌شوي.

پدر روحاني گفت: بگذاريد هيچ كس شما را دوست نداشته باشد. اين كافيست كه او ما را دوست دارد. من ايمان دارم.

پدر روحاني گفت: خدا در عيسي تجسد يافت تا بندگان او را ببينند. و انگاه بر روي صليب خون خود را جاري ساخت تا ما را نجات بخشد. فيلم مصائب مسيح گوشه‌اي ناچيز از دردها و رنجهاي اوست. پس بدانيد كه شما را بسيار دوست دارد....

 

چشمها بسته بود. اشك از گوشه چشمها روان بود. موسيقي در فضاي كليسا پخش بود. بعضي سرودها را با كف زدن مي‌خواندند. همه بدنها در ارتعاش بود....

 

قدرتي است بي حد معجزه آسا/در خون مسيحا

قدرتي است بي حد معجزه آسا/در خون بره خدا

گر از غرور آزادي مي خواهي/ در خون پاكش اين قدرت هست

از عادات زشت آزادي يابي/در خون عيسي اين قدرت هست

گر خواهي از برف سپيدتر شوي/ در خون عيسي اين قدرت هست

شفا از مرضهايت مي‌خواهي/ در خون عيسي اين قدرت هست

 

كليسا پر از مسيحي بود. پر از مسيحياني كه تازه مسلمان شده بودند، پر از مسلمانان مسيحي. پر از تازه ايمان آوردگان!

 

راستي چرا عيسي با مهدي ظهور مي‌كند؟

 

كليساي آشوريان/ جمعه 17 ربيع الاول

 

(توضيح: اين كليسا روزهاي جمعه براي مسلمانان برنامه دارد. البته همه كساني كه مي‌روند انجا، ديگر مسيحي شده اند. ورود براي عموم آزاد است!)

/ 1 نظر / 4 بازدید
مسلمان زاده ی مسیحی شده!

فکر کنم اشتباه متوجه شدید!!! کلیسا پر از مسلمانانی بوده که تازه مسیحی شدند!!! اگر جواب خاصی دارید به ای-میل من بفرستید.