نقل از استاد

 

فضل فرای عدل است. مثل این است که بروی شکر بخری. هزار تومن می دهی. فروشنده به همان اندازه هزار تومن شکرت می دهد. این عدل است. گاهی دوست دارد به اندازه هزار و پانصد تومن شکر بدهد به تو. این می شود فضل. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

این قصه همه ماست نسبت به خدا. وقتی پای حساب و کتاب پیش می آید، او همه کارهای ما را می گذارد توی ترازوی عدل و بنا به وعده ای که داده، بعد از حساب و کتاب عمل می کند.

اما گاهی هست که به تفضلش کار می کند، بی حساب؛ و گاهی قبل از حساب و کتاب عادلانه اش. هرچند این کار را کتره ای نمی کند و کتابی در کار است. خدا کم نمی فروشد اما اگر بخواهد بیش از آنچه که باید، می دهد. این ظلم نیست.

<?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" />

 

***

سلیمان به خدا گفت «همنشینم را در آخرت نشانم بده.»

سپس به نشانی که خدا گفت، رفت. دربیابانی خارکنی دید (او پدر یونس نبی بود). دید که او هر خار را که می کند می گوید «خدایا شکر که زمین را آفریدی که خار برویاند و ما از آن روزی بخوریم.»

 

/ 0 نظر / 2 بازدید