اگر تو بودی، همه چیز کامل می شد...

روزهای آخر سال و جمع کردن سفره یک سال....

این روزها همه اتفاق‌های سال، می آیند جلوی چشمم. همیشه اینطوری است. می‌گویند خیلی وقت‌ها برای کسانی که رو به سرای باقی دارند، چنین می‌شود. من هر سال فکر می‌کنم شاید ... اما نه. خبری نیست. گویا همین کوچ از سالی به سال دیگر چنین عوارضی دارد.

به هر حال امسال تجربه‌های متفاوتی داشتم در رابطه‌هایم؛ تجربه‌های تلخ و شیرین. هر چه بود به قول مهری، امیدوارم کمی بزرگم کرده باشند.

اینکه می‌گویند پا به سن که می‌گذاریم، محافظه کار می‌شویم را هر سال در خودم چک می‌کنم. فکر کنم هنوز پخته نشده‌ام. چون بی محابا باز هم کارهایی کرده‌ام و چیزهایی گفته‌ام که یا شاخ شده‌اند یا وبالی ساخته‌اند یا ....

بگذریم. بهار را بسیار دوست دارم، همیشه برایم پیاده روی‌های طولانی، سفرهای خوب و شروع‌های تازه دارد. امیدوارم چنین باشد. هر چه هست هنوز نیامده، بوی سالی پر کار را می‌دهد.

 

/ 1 نظر / 2 بازدید
مهری

[قلب][گل][چشمک][لبخند][فرشته][خنده]... سلامت و شاد و سرافراز باشی.