آمد نگار من که به مکتب نرفته بود...

امروز جمال تو بر دیده مبارکباد

بر ما هوس تازه پیچیده مبارکباد

گلها چو میان بندند بر جمله جهان خندند

ای پرگل و صد چون گل خندیده مبارکباد

خوبان چو رخت دیده افتاده و لغزیده

دل بر در این خانه لغزیده مبارکباد

نوروز رخت دیدم خوش اشک بباریدم

نوروز و چنین باران باریده مبارکباد

بی گفت زبان تو بی حرف بیان تو

از باطن تو گوشت بشنیده مبارکباد

از مولانا

/ 0 نظر / 48 بازدید