اشکهایت را با اضطراب من قسمت کن...

 

باز تقویم را ورق می‌زنم و دوم آذر را high light می‌کنم. حتا اگر یادم نباشد چه روزی است، این روز مرا حس می‌کند!

هیچ نمی‌فهمم چرا همیشه «دوم آذر» برایم اتفاق می‌افتد. حتا اگر بگذرم به بی اعتنایی. بعضی روزها بخشی از سرنوشت‌اند. سرنوشت من با این روز گره کوری دارد.

دانه های تسبیح به اضطراب بین انگشتانم می‌چرخد، آمین ... آمین ....

دعا کرده‌ام: روزی که پیشگویی تو تعبیر شود و گره‌هایم یکی یکی باز شوند، این گره کور از بین انگشتان تقدیر جان سالم به در برد.

 برای سالگرد منوچهرِ فرشته

 

/ 4 نظر / 2 بازدید
عطش شكن

گل نرگس . . . زمستان . . . نيمه پنهان . . . منوچهر . . . فرشته . . . اشك . . . عشق . . . مريم برادران . . .

...

... .. زندگی همیشه اینجوریه.. یه جای بزرگش می لنگه..

پرنده

سلام مریم خانوم من تازه امروز با وب شما آشنا شدم.خیلی خوشحالم گه توانستم با نویسنده کتابی که به من دومین فانوس زندگی ام را هدیه کند ارتباط برقرار کنم. من با این کتاب زنده شدم و سوختم. من لینکتون می کنم. خوشحال می شم به من سر بزنید.مرسی