به احترام 25 امین سالگرد شهادتت

بگذار امشب تو را اینطور به یاد بیاورم: مردی با چهره گشاده اما با دلی فشرده از غم عالم. این روزها همین حالت ساده گم شده در کلمات پیچیده.

بگذار امشب تو را مثل مردم عادی به یاد بیاورم، آنقدر عادی که بشود به راحتی از تو خاطره گفت، خندید و جاخورد و حتا چهره در هم کشید. این روزهای مرد عادی دوست داشتنی که این همه ظرفیت داشته باشد کمیاب است.

بگذار امشب از بودنهایت برای خودم لحظاتی بسازم شیرین؛ به شیرینی زندگی. این روزها بودن کمتر از رفتن بر کلمات جاری است.

بگذار امشب باز تو در همان دشت شقایق بدوی و من گامهای بلندت را بشمرم...

امشب یادت را به لحظه هایم بفروش. دلم خریدار است.


ثبت با اندکی تاخیر؛ به جای 19 خرداد

/ 0 نظر / 54 بازدید