دیروز بر چشم و امروز بر دیوار

فکر کن اگر سر و کله یک اسطوره، یک قهرمان، کسی که برایمان بزرگ است، رشید است، پیدا شود چه اتفاقی می‌افتد! همه شوکه می‌شویم. شادی می‌کنیم. او را روی دست می‌بریم، روی سرمان می‌گذاریمش. برای حرفهایش سوت می‌زنیم و هورا می‌کشیم.

اما روزگار، روزگار تغییر است و شتاب. همه چیز متحول می‌شود. کم‌کم حرفهایش خسته‌مان می‌کند، چون آرمانی است. انگار از کره دیگر آمده! مگر در این دنیا زندگی نکرده؟ همه چیز فرق کرده پدرجان.

اگر قهرمان زیرکی باشد، به زودی به گوشه انزوایی می‌خزد و زندگیش را با تنهاییش سپری می‌کند. اگر متعصب باشد و فکر کند می‌تواند کاری کند، احتمالا بازی می‌خورد و از او سوء استفاده می‌شود. خب خیلیها دوست دارند پشت قهرمانها پنهان شوند و تا گندش درنیامده، توبره پر کنند. اگر مبارز باشد، عمرش خیلی دوام نخواهد داشت....

امروز قهرمان پرور و قهرمان دوست نیست. مظلومترین‌ها هم در این روزگار، همان قهرمانهای چندسال پیش‌اند که امروز به حرفهاشان خمیازه می‌کشیم، زیر بغلشان پرونده می‌گذاریم، نبودشان را بین خودمان حس نمی‌کنیم و به خبر مرگشان تنها ابرویی بالا می‌اندزیم. کاش دیگر هیچوقت، هیچ‌کس قهرمان نشود. انگار قهرمان بودن بزرگترین نفرین زمین است، وقتی نتوانی قهرمانی کنی!

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
مهاجر

سلام فکر نمی کنی، این مرض مخصوص امروز نیست و مربوط به بشر در تاریخ است؟ مظلوم ترین مرد تاریخ، قهرمان ترین مرد نبود؟ 25 سال، استخوان در گلو، خانه نشین نبود؟ عمر نمایش دوباره قهرمانی اش به 6 سال هم نرسید. و مهمتر اینکه فکر نمی کنی، نه تنها نباید دعا کرد هیچ کس قهرمان نشود که باید هر کداممان یک قهرمان شویم؟ البته مثل من و شما که تحمل مان کم است، بهتر است از همان نوع مبارزش بشویم که خیلی هم دوران نفری شدگی مان طول نکشد!

نیازی

سلام: نمی خواهم دوباره ناراحتتون کنم اما مجبورم ونمی توانم ننویسم " درود بر شما و این قلم موجز واند یشه های بلندتان" بعضی حرف ها هست که نه می شود گفت نه می شود نگفت. نه شوخی ونه جدی. نه مستقیم. نه غیر مستقیم. این حرف ها وقتی گفته نمی شوند روی دل آدم تلنبار شده می مانند. برای دل های شکسته چیزی برای گفتن ندارم فقط : خیلی جالب بود. پسر دومم که شهید شد، یک بچه‎ی 6 ماهه داشت؛ بدون این‎که اشک بریزم، برای امام پیام فرستادم؛ من این طفل 6 ماهه رو هم بزرگ می‎کنم، می‎فرستم جبهه؛ شما نگران نباشید. (پدر دو شهید از یزد)

زینب

سلام اینم از وبلاگ ما! باعث خجالت(به قول شیرازیا)