كو مسيحا كه شبي خواب من آشوب كند<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

سينه ام را پر شور و شر محبوب كند

چند گذشت به خاطر كه : شود معجزه اي

سكه جان حقيرم سره محسوب كند؟

بدمد روح نفس بر هوس آلوده دلم

ببرد دود و پر از آتش مرغوب كند؟

بگشايد سر صحبت كه دل محتضرم

بكند رين قفس و واله و مصلوب كند؟

مي نشينم چو حواری به ره آن رهوار

که نسيم گذرش خلقت مطلوب کند

«من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم»

او که فکرش ملکان کشته و مجذوب کند

 

/ 1 نظر / 2 بازدید
nazy -soheil

سلام عزيز خوب و روان بود موفق و پايدار باشی به من هم سر بزن بای