باران كه مي بارد و آفتاب مي تابد ، رنگين كمان درست مي شود . مثل ديروز که رنگين كمان خوشگلي درست شده بود در شرق تهران . ذره هاي آب هر كدام نور خورشيد را به رنگي برمي تاباند . هفت رنگ : بنفش ، نيلي ، آبي ، سبز ، زرد ، نارنجي و قرمز . مثل آدمها ، هفت رنگ هركس به رنگي . بعضي سبز ، بعضي زرد و بعضي قرمز . اما آدمهاي جامع سفيدند . همه طيف را دارند . همه نور را مي گيرند و همه آن را منعكس مي كنند .
خدا نور است و آدمها طيف اين نور . آفتاب كه خوب مي تابد و ذرات تن مي دهند به اين گرمي و نور ، همه بخار مي شوند . ديگر نه رنگي مي ماند ، نه رنگين كماني .


«خدای گرد و خاک
خدای قوس و قزح
خواهش می کنم کمک کن
کمک کن بفهميم
اگر گرد و خاک نباشد
قوس و قزح هم از بين می رود.»
لنگستون هيوز(شاعر سياه پوست)


/ 0 نظر / 3 بازدید