رهایی

برنامه ماه عسل اولین شب قدر و قصه محمد بدجوری حالم را دگرگون کرده است. اینکه خداوند رب است را می شود به وضوح دید و لمس کرد؛ آن هم در چهره و سرگذشت مردی که هیچ سلوک خاصی نداشته است. به نظر می رسد اتفاقی که برای تحول او افتاده کاملا معجزه بوده است؛ قلقلک فطرت و بعد چرخیدن نگاه از درون و خود به بیرون و طبیعت و بعد یافتن خدا و بعد اسلام.

مدام به این فکر می کنم آیه ای که به قول او مثل پتک بر سینه اش کوبیده شده است چقدر برای ما سهل و ساده است! چرا ما دچار حیرت نیستیم و این دقیقا همان جایی است که داریم عقب می مانیم از خودمان، از حقیقت، از چیزهایی که می شود داشته باشیم و به خاطر روزمرگی نداریم یا از دست می گذاریم.

قصه محمد بدجوری دگرگونم کرده است. دست از سرم بر نمی دارد. از خودم خجالت می کشم و باز دل می بندم به خوبی خدا و توکل می بندم به دست توانای رب العالمین که به تازگی در جلوه های مختلف رب بودنش را به رخم می کشد.

/ 2 نظر / 46 بازدید
سارا

سلام نماز و روزه هاتون قبول باشه منم از کل برنامه های ماه عسل خیلی اتفاقی فقط برنامه محمد رو دیدم.به این نتیجه رسیدم که اگر خداوند اراده کنه که بنده ای رو هدایت کنه خودش دستش رو میگیره و از لابلای اون همه دنیا زدگی که محمد تعریف کرد، میکشه بالا به سمت خودش.زهی سعادت ان شاالله عاقبت همه مون ختم به خیر بشه.

دالان ذهن

سلام خوش به سعادتتان که روحتان تکان میخورد، ما چه کنیم با دلی که آب و گل بودن راگذرانده، از کلوخ بودن رد شده، و حالا تکه سنگی است در برهوت روح؟! * راستی! آمده بودم یک سؤال بپرسم: چند کتاب را با قلم زیبایتان آراسته اید؟ کدام یک را بیشتر دوست میدارید؟ با تشکر