انرژی برای زندگی

1

قرار بود امتحان جامع بدهیم. قبل از آن باید پرپوزالم را می دادم که بعد از امتحان کتبی دفاع از پرپوزال باشد و مصاحبه و قسعلیهذا. باز فکر کرده بودم شاید این بار همه چیز طبق برنامه پیش برود. و باز مثل همیشه همه چیز را جدی گرفته بودم. اما مثل عهدی که ادمیان از ازل بسته‌اند زدند زیر همه چیز. روز امتحان و خیلی چیزهای دیگر تغییر کرد. حالا باز باید بنشینم و برای بی برنامگی‌ها برنامه ریزی کنم! این شده برنامه روزانه من در ایران- تهران به وقت هر روز؛ بخشی از دنیایی که از ازل رقم زده ایم گویا.

2

به کتابخانه ام سری می زنم تا این وقت بازیافته را کمی سامان دهم به شیوه خودم. این جور وقتها اول باید بروم سراغ ادبیات تا حالم خوب شود. تا راهم برای کار جدید هموار شود. تا دوباره روی نُرم بیایم. چند تا کتاب هدیه دارم که هنوز نخوانده ام؛ همه از بوبن که فرشته برایم خریده. ستایش هیچ را می خوانم. کمی برای این روز دشوار است اما. باید چیزی دیگر بخوانم. گتسبی بزرگ را امسال از نمایشگاه خریدم و حالا برای خواندن کی گذارم بیرون. فعلا سرگرم هستم به چیزی که دوستش دارم.

3

روز آخر پاییز، روز اول زمستان با برفی که غافلگیرم کرد، جلساتی که می‌آیند و می‌روند و برنامه هایی که ردیف می‌شوند، سوء تفاهم های کاری که باید حلشان کنی و بودجه هایی که باید با چانه زنی راه حلت را غالب کنی و بعد برای صرفه جویی ها فکری کنی.

کلاسهای درس که دوستشان داری و گاهی هم حوصله شان را نداری. سئوالهایی که روی دل بچه ها باد کرده اند و حالت را خوب می کنند و خمیازه های گاه به گاهی که در گوشه و کنار اخمت را در هم می کند.

گفتگوی تلفنی با یک دوست که برای قرار دیدار هنوز حقوق ماهانه دریافت نکرده است و پاسخ به پیام دوستی دیگر که دوست دارد برای هدیه تولد خانواده چیزی بخرد که نه در طاقت تست و نه خودش! خبر رفتن به زیارت یکی و خبر سقط کودک دیگری...

هوس دیدن فیلم جدید و نشستن پای سینمای خانواده برای گذر عمر بر سر "زندگی خصوصی آقا و خانم م ی م"، هوس بودن کنار خواهرزاده خوش اخلاقی که از خودش صداهای نو در می آورد و خنده های از سر معصومیت که تو را تا ته دنیای بی خبری می‌برد... همه اینها یعنی بخشی از زندگی تو.

4

گاهی فکر می کنم اما خلوت بخش مهم زندگی است که نباید از دستم در برود. همیشه وقتی حالم خوب نیست و کنکاش می کنم که بدانم چرا، به این می رسم که شبهایم را از دست داده ام یا لحظه های خلوتی که خودم باشم و خودم، خودم باشم و آرامشی خالی از دیگری، خودم باشم و تسویه حساب با خودم، خودم باشم و نوایی آرام که مرا از زحمت خالی کند، گاهی فراموش می‌شود.

زندگی روزمرگی است به علاوه چیزهایی که اگر نباشد آدمیزاده را از بودن خالی می کند. برای ما آدمهای معمولی روزمرگی بخش مهم زندگی است، چیزی که در هر شرایطی باید حفظش کرد و از آن عقب نماند، روالهای تعریف شده ای که هنجارهای ما را در بردارد و بستر زیست ماست و شاید مسیر رشد ظاهری ما. اما خوراک این روزمرگی برای انکه ما را از انسان بودن تهی نکند چیزهای دیگری است که گاهی در خلوت باید یافت.

استاد می گفت برای آنکه بشود در کنار دیگران و با دیگران خوب زیست، داشتن خلوتهای پربار است؛ چیزی که گاهی فراموشش می‌کنم.

 

 

/ 3 نظر / 25 بازدید
ملت بلاگ

با ياري حق تعالي و سپاس از تيم قدرتمند ملت بلاگ و به شکرانه سال اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملي و جهاد مديريتي توانستيم با افتخار سرويسي در خور شأن ملت ايران در جهت هر چه شکوفا شدن فرهنگ غني و بي بديل فارسي زبانان در سراسر دنيا بنا نهيم و به خود مي باليم که ميزبان ملت ايران در امر وبلاگ نويسي هستيم.

نازي

يه وبلاگ طراحي کردم و تمام کسايي که وبلاگ خوب و باحال دارند رو دعوت به تبادل لينک کردم . از تو هم دعوت مي کنم به جمع ما بياي . منتظر حضورتم . باي