برای پنجاه و دو سالگی‌ات

عزیزی می‌رود و بی‌تابیها شروع می‌شود. برای بعضی این بی‌طاقتی تا چند صباح است، مثلا تا چهلم. برای بعضی تا همه عمر. اگر عزیز آنقدر بزرگ باشد که کس یا کسان دیگر نتوانند جایش را پر کنند، خلاء وحشتناکی سراغ داغدیده می‌آید. با انسانهای بزرگ زیستن، برای کسانی که روزی آنها را در کنار خود نخواهند داشت، نعمت بزرگی است که به مصیبت ختم می‌شود؛ بزرگترین مصیبت!

سالها از نبودنت گذشته. هنوز روز تولدت، جشن بزرگی است برای همه کسانی که می‌شناختندت، چه از دور و چه از نزدیک. اما برای فرشته شیرینی این روز جانکاه است؛ خنده‌های تلخش هم برای ما. به خدا بگو، چه می‌شود اگر یکبار دیگر متولد شوی، همین روزها و پنجاه و دو ساله. برای او که کاری ندارد. دارد؟

 

/ 8 نظر / 2 بازدید
محمدرضاشیرازی

واژهای صمیمانه به سرعت وبه سادگی بیان می شود ،اما پژواک آنها همواره باقی می ماند. وبلاگ زیبایی دارید به ما هم سری بزنید[گل]

مهاجر

سلام 1- "ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاءُ عند ربهم یرزقون" با این حساب بهتر است بگوییم 8 ساله نه 52 ساله! اگر اشتباه نکرده باشم، وصیت نامه شهید عزیز مدق را ندیده ام ولی مطمئنم که اگر از هر کدامشان که بپرسی، روز تولدشان را روز شهادتشان می دانند. 2- رجعت علل زیادی دارد، یکی هم همین آرزوی های ما و مهمتر از ما،‌خودشان و امام شان (به قول دکتر،‌به هر دو معنای کلمه) است که برگردند و به انجام برسانند آنچه را که در زندگی اول نتوانستند. ولی آیا ما هم خواهیم بود؟ 3- اما به هر حال قبول. "هیچ اکسیری برای دل تنگی نیست." شاید جز اشک، که آن هم گاهی خود آتشزنه می شود،‌ بی پیر.

مریم برادران

شهید مدق وصیتنامه ندارد. یعنی همه زندگیش وصیتش بوده. دیگه نیازی به وصیتنامه نداشته. بعد هم کسی که همه عمرش را زندگی کرده چرا باید آن زندگی را از عمرش کم کنیم؟ شاید نسبی باشد، اما او همیشه زنده بوده.

مهاجر

سلام چرا می زنی؟ عرض کردم که خودشان، شهادت را تولد می دانند. بنابراین اگر قرار است شروعی برای زندگی آنها قائل باشیم، بهتر است طبق خواسته خودشان عمل کنیم و به جای 52 شمع 8 شمع روش کنیم. وگرنه که به قول شما اگر همه شمع های دنیا رو هم روشن کنیم باز هم کم هست. (اونوقت میگه "من کی بد اخلاق هستم".)

مهاجر

از وصایای آن جانباز شهید: در استفاده از امکانات اول دیگران را مقدم بدانید و بعد خود استفاده کنید. خاطرات رزمندگان را به صورت کتاب حفظ کنید و بخوانید تا ببینید، بچه ها در زمان جنگ چه کردند. مسئول بودن و مسئولیت داشتن یعنی پایبندی به وظایف تا مرز شهادت. از ریا دوری کنید و از ته قلب و با عشق کار کنید. به ماموریت وابسته نباشید. سفارش حضرت امام (ره) را فراموش نکیند که فرمودند: «نگذارید پیشکسوتان جهاد و شهادت در پیچ و خم زندگی مادی به فراموشی سپرده شوند». از خانواده های شهدا، جانبازان دیدن کنید، نگذارید گرد فراموشی بر چهره آنها بنشیند. همیشه هدف اولیه مان را از پیوستن به سپاه در نظر داشته باشیم. هدف ما عشق بود، دوست دارم بچه‌هایی که وارد سپاه می شوند با همان عشق بچه قدیمی ها بیایند، خاطرات آنان را بخوانند به ظواهر بها ندهند و همیشه حاضر به جانفشانی عاشقانه در راه انقلاب و رهبر باشند. والعاقبه للمتقین ـ منوچهر مدق 1379/04/18 منبع http://www.sajed.ir/pe/content/view/2231/160/ (البته به نظر می آید که نظر شما درست باشد و این مطالب از یک سخنرانی باشد نه متن وصیت نامه ایشان)

نیازی

باز آی ودل تنگ مرا مونس جان باش وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

نیازی

باز آی ودل تنگ مرا مونس جان باش وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

مهاجر

سلام چند وقت پیش آدرس شهید مدق را پرسیده بودم، فقط قطعه آن را به خاطر داشتید. آدرس دقیق این است: نام: شهید منوچهر مدق نام پدر:محمد شماره قطعه:50 شماره رديف:93 شماره قبر:4 (منبع: http://www.tehran.ir/Default.aspx?tabid=591)