عشق تنها کافی نیست....

«ر» می گفت: نقطه قوت شما این است که نمی دانید چه استعدادهایی دارید.

حداکثر برداشتم از حرفش این بود که من آدم با استعدادی هستم.

این حرف را به شکل های مختلف شنیده بودم اما برداشتم چیزی در حد همان فحش محبوبه بود؛ «غرور تربیت شده»!

اما امروز وقتی به «ح» گفتم: نوشتن این متن ها حال و حس خاصی می خواهد  و باید حالم خوب باشد تا بنویسمشان و ممکن است گاهی وقفه بیفتد و .... او گفت: بله البته، لطفا خوب باشید.... تازه فهمیدم بزرگترین استعدادم دو چیز است: (1) لو دادن ویژگی خوره کار بودن –البته با پیشوند کار دوست داشتنی‌- و (2) خنگ بودن.

یعنی نفس قضیه چیز دیگری است و گاه باید آنقدر باهوش باشی که بفهمی حتا اینکه کسی برایت آرزوی خوب بودن می کند برای آن است که تو او را به اهدافش می رسانی.

یادم افتاد که دقیقاً «ر» وقتی این را می گفت که کاری از بنده سر می زد  که به قول خودشان ویژه بود اما اصلاً به ذهنم خطور نمی کرد باید گوشزد کنم کار ویژه برخورد ویژه هم می طلبد؛ برخورد ویژه مالی، مادی و معنوی.

/ 2 نظر / 2 بازدید
مهری

خوشحالم که مریم جان هم به گنگ نویسی و خودسانسوری(مبتلا شد) رو آورد. حتما پیوند دوستیمان محکم تر خواهد شد! چون بعد از این، زبان هم را بهتر خواهیم فهمید! تو بهترینی عزیز! همانی باش که هستی. [چشمک]

................

از این بهتر نمیشد .چرا مدیران می خوان از تواناییهای آدم حداکثر استفاده رو با صرف کمترین هزینه بکنند . اشکم در اومد . برام دعا کنید . نمیدونم در این شرایط چه باید کرد ممنون از نوشته زیباتون