مصاحبه کردن کار جالب، جذاب، انرژی بر و البته پر دردسری است. اغلب نمی‌دانی با چه آدمی روبرو خواهی شد. آیا با تو راه می‌آید؟ اعتماد می‌کند؟ چقدر باید با او کلنجار بروی تا چیزهایی که می‌خواهی از زیر زبانش بکشی؟ اصلا از چه راهی وارد شوی، نتیجه می‌دهد؟

درست است. مصاحبه کردن شبیه بازجویی است و مصاحبه‌گر باید یه جورایی بی‌رحم باشد، در حین اینکه با احساسات طرف همراه می‌شوی، به اشک و آه جاخالی نکنی، به موضع گرفتن کله شقی کنی و حصارها را بشکنی، شرایطی ایجاد کنی که مجبور شود بعضی چیزها را که کمتر مطرح می‌کند، برایت بگوید! <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بعضیها می‌پرسند چه کار کنیم که بتوانیم مصاحبه خوبی انجام دهیم؟ می‌شود گفت: باید مطالعه کنی، تا حدودی روانشناسیت را تقويت کنی، جسارت و کنجکاوی داشته باشی و پوست کلفتی را به همه اینها ضمیمه کنی. البته علاقه قدم اول است که اگر نباشد هیچکدام اینها کارساز نیست.

مصاحبه‌گر بازجویی است که با نهایت صداقت و بی‌طرفی باید با طرف مقابلش از در اعتماد و دوستی درآید و فیلم بازی نکند. دغلکاری در هیچ شرایطی پسندیده نیست. آدمها در هر حال حق‌هایی دارند که نباید هیچ وقت تضییع شود. والا همین می‌شود که بعضیها بعد از چندبار که در را باز کردند و حرف زدند ولی انعکاس حرفهاشان را چیزی غیر از واقعیت دیدند، دیگر به قسم حضرت عباس کسی حاضر نیستند اعتماد کنند.

 

 

/ 0 نظر / 3 بازدید