1

غم دوست را خوردن خیلی سخت تر از غم خود را خوردن است....

2

فکر کنم یک دلیل وجوب احترام به پیران این است که به خاطر تجربه هاشان، خیلی چیزها مثل روز روشن می شود برایشان. آنوقت است که هنگامی که عزیزی دارد تجربه ای می کند که می دانند آخرش چیست و با خیره سری گوششان بدهکار نصیحت موی سپیدی نیست، درد می آید. این بصیرت که به بهای عمر به دست آمده، چیزی است حداقل در خور احترام. پیران پیامبرانی عام هستند که ارزش شنیدن تجربیاتشان مانند اطاعت از فرمان واجب است.

3

تو پیر نیستی اما تجربه ای کرده ای که حالا دوستی دارد همان راه را می رود و تو می دانی آخرش چیست. جلز و ولز می کنی که بفهمد، که خطا نکند، که درست تصمیم بگیرد .... اما او نمی شنود. حالا فقط غم چیزی را باید بخوری که فکرش هم آزار دهنده است؛ غم از دست دادن دوستی که به خاطر تصمیم غلط و نشنیدن اخطارها دیگر دوست نداری برچسب دوستی با او را داشته باشی. حالا فکر کن که چقدر باید دردت عمیق باشد و چقدر باید پوست کلفت باشی برای اینکه جلوی چشمت برود و تو نتوانی کاری کنی. جز اینکه حتا خداحافظی با او را به خاطر دوست داشتنش انتخاب کرده ای؛ شاید به بهای ارزش روزهای نان و نمک خوردن، فهمش تکانی خورد....

 

/ 2 نظر / 3 بازدید
kereShmeh

سلام وبلاگ قشنگی داری به منم سر بزن اگه دوست داشتی هم دیگرو لینک کنیم[قلب] http://best-love.persianblog.ir بهترین عکس ها،اشعار و مطالب روز دنیا

زهرا

سلام مریم جونی. از دیدن وبلاگت شوق دیدن خودت برام چندین برابر می شه.دکتری چی شد؟