دایره

 

1

تنها چیزی که هیچ وقت دست از شوکه کردن ما برنمی‌دارد و هرچند زیاد پیش می‌آید اما هربار تازه است، مرگ است. خبر مرگ کسی همیشه ما را حداقل لحظاتی به حال و هوای دیگر می‎‌برد.

مرگ، چیزی که نزدیک است و از فرط نزدیکی فراموش می‌شود. جزیی از ماست، جزیی از زندگی ماست. و ما آنقدر غرق در زندگی هستیم که ظرایفش را بر حسب عادت فراموش می‌کنیم.

مرگ و زندگی به هم آمیخته‌اند. هرچه بیشتر زندگی کنیم، هر چه بیشتر طعم خوش زندگی را مزه‌مزه کنیم، مرگ را دلچسب‌تر خواهیم یافت. خوب زندگی کردن شرط خوب مردن است، چیزی که در روزمرگی گم می‌شود و تبدیل می‌شود به حسرتی که از زندگی نکردن داریم و به همین دلیل می‌خواهیم از مرگ فاصله بگیریم؛ شاید فرصتی پیش آید برای تجربه زندگی!

2

تولد اتفاق دلپذیری است. لبخند به لب می‌آورد و شیرینی در دل. در لحظه تولد، هیچ کس به رنج و درد احتمالی زندگی نوزاد فکر نمی‌کند. همه چیز رنگ خوشی دارد و حلاوت زندگی، و مرگ در غربت.

هیچ وقت به ذهنمان خطور نمی‌کند که خوشی ما از رشد و تغییرات نوزاد- کودک-... نگاه تحسین آمیز به قدم‌های مرگ است. پاورچین می‌آید و دمخورمان می‌شود با همان گریه نخستین که همه نشانی از زندگی می‌پنداریم؛ شمارش معکوس.

3

تولد و مرگ فقط دو روی یک سکه‌اند؛ سکه نقد جان ما. به چند؟

4

رسول رحمت متولد می‌شود. با تولد او که زندگی محض است، هرچه محکوم به مرگ، درهم می‌ریزد. انگشت اشاره او نشان می‌دهد که مرگ کجاست و زندگی کجا.

قصه تولدش، شاید از منظری به اندازه زندگیش قابل گفتن نباشد، به خصوص برای جماعتی مثل ما که عشقمان غلو کردن است و تفاخر به عجایب. اما نادیده گرفتن حقایق جفا بر عمق زندگی است.

قصه آن شب ولادت را بارها شنیده‌ایم. اما اگر یک بار از آخر به اول نگاه کنیم، از رفتن به آمدن مرور کنیم، شاید رنگ قصه کمی تغییر کند. هیچ کس سعادتمند متولد نمی‌شود مگر آنکه رحمت را در مسیر مرگ آفریده باشد.

 

/ 3 نظر / 2 بازدید
سایه قرمز

سلام ... جالب و خیلی با احساس بود ... پیشاپیش سال نو مبارک یا حق

رهرو

سلام عجب تعابیر جذابی [گل] لذت بردم واقعا هم میلاد رسول الله و امام صادق و هم پیشاپیش سال نو رو تبریک عرض میکنم.