برای تولد منوچهر مدق؛ 31 خرداد

امروز چیزی نوشتم از کتابی که می خواندم. بعد که برگشتم دیدم باز بخشی را انتخاب کرده ام که به جاودانگی مربوط است، به نمردن، به ادامه داشتن. و این آرزوی جدا نشدنی انسانهاست.

و یکراست فکرم آمد سمت تو؛ تویی که مرگ نداری و رفتنت زندگی شد و عجیب نیست که هرگاه به ذهنم می گذری با زمان حال با تو سخن می گویم. و غریب نیست که بانو هر روز عاشق تر است از دیروز.

فراموش نکردنت دشوار نیست وقتی که زندگی با تو و در تو جاری است. ای دوست، دست ما را بگیر و از روزمرگی بیرون بکش...



/ 0 نظر / 47 بازدید