همکارم صدایم زد که صورتحسابی را چک کنم، اشتباه نکرده باشد. برنامه اش اکسل بود. گفت «نوشته‌ام صفحه 7، Page 7». و من چند بار صغحات را بالا و پایین کردم: «کدام صفحه را می‌گویی؟»

متعجب آمد تو و گفت «وا! به این درشتی نوشته Page 7. برای اینکه زیاد دنبالش نگردی!» و من تازه به اشاره دست او دیدم که این دو کلمه را پس زمینه کرده است. چطور نمی‌دیدم؟!

گاهی اینطوری است، چیزی را به خاطر شدت حضور نمی‌بینیم، حسش نمی‌کنیم، مثل ماهی آب را و ما خدا را.

 

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
مجید اشتری

سلام وبلاگ قشنگی دارید اگه ممکنه به من سر بزنید و منو لینک کنید ممنون میشمmajida62.persianblog.ir

مهلا

سلام وبلاگتون رو از بروز شده های پرشین بلاگ دیدم برام چند تا سوال پیش اومد چرا باداشتن این وبلاگ با این قدمت بازدید کننده ها این قدر کمند ؟ چرا لینک ندارید ؟ چرا نظر دهنده ندارید ؟ حتما می گید به شما چه مربوط ! برای دل خودم پرسیدم ، شما چواب هم ندادی اشکال نداره . چند تا پست تون رو خوندم از پست های سال 82 ، براتون آرزوی موفقیت می کنم . [گل]

مرضیه

سلام. این دو کلمه محض اینه که بدونی حواسم بهت هست