چراغ سبزت طولانی‌تر باد!

 

چراغ راهنما را نگاه می‌کنم: سبز، زرد، قرمز. می‌شمارم: 33، 32، ... 3، 2، 1، زرد، مکث، قرمز، 40، 39، ... 2، 1 . مثل زندگی می‌ماند. وقتی چراغ سبز روشن است، خوب می‌رانی، بی خیال و سرخوش. زرد احتیاط است، همان وقتی که نباید بیگدار به آب زد. و قرمز! عذاب آور است. گاهی آنقدر طول می‌کشد که امید سبز شدن را از دست می‌دهیم. درست مثل وقتی که چراغ راهنما را از حالت اتوماتیک به PO تبدیل می‌کنند، یعنی آقای پلیس نقش تنظیم گر را دارد. حتماً شرایط جوری است که باید صبر کنی. شاید به تو سخت بگذرد، اما لازم است.

گاهی بوقت در می‌آید که «بس است». اما آقای پلیس مهربان، چون می‌داند چه چیز بهتر است، بی‌خیال بوقهای تو و امثال تست. به وقتش سبز هم خواهد شد. اما حواست باشد، هیچ شرایطی باقی نمی‌ماند، می‌گذرد، تغییر می‌کند. حواست باشد غافلگیر نشوی. همیشه در کمین لحظه‌ها بمان تا درست ترمز کنی، از سرعتت کم کنی یا گازش را بگیری و در لاین سرعت خوب و خوش برانی.

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
رها

سلام چه تصویر قشنگی گذاشتی می دونی من خودم کوبیسم کار می کنم البته نه حرفه ای بعد هم می خواستم بگم تا زمانی که اذهان متحجری بر مملکت ما البته اگه بشه بهش گفت کشور حکم می کنند هیچ چیز عوض نمی شود من وکیل دادستری هستم و هر روز شاهد بی عدالتی های قانونی هستم وبا اینکه فوق لیسانس حقوق بین الملل از دانشگاه دولتی دارم اما چون یک دخترم محکومم که همیشه زیر دست باقی بمونم و تنها ارزوم اینکه شاید روزی بتونم از این خراب اباد برم

yashar

سلام . مرسي از وبلاگت خوبت.اگر خواستي به منم سر بزن مي تونم باهاتون تبادل لينک کنم ممنونم

عطش

چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته ست...

نیازی

و «السَّلامُ عَلَىَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَ یَوْمَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ اُبْعَثُ حیَّا»و سلام خدا بر من، در آن روز که متولد شدم، و در آن روز که مى میرم، و آن روز که زنده برانگیخته خواهم شد.