« همه ميميرند.»
اين را که گفتم خنديد. بشاش شد. گفت«چرا فراموش می کنم؟ هميشه ياد مرگ که می کنم دلم شاد می شود. غمم يادم می رود.»
با خودش تکرار کرد «همه ميميرند. همه ميميرند....» و خندان رفت.

/ 1 نظر / 3 بازدید
الهام

پرنده های قفسی عادت دارند به بی کسی عمرشونو بی هم نفس طی می کنند تو این قفس خیلی عجیب است. می دانی این شعر را کجا خواندم و چقدر مرا تکان داد.آخر یک گزارش یک محقق از تیمارستان امین آباد. این شعری بود که یکی از زنان به ظاهر مجنون آنجا پشت میله های پنجره اتاقش نشسته بود و می خواند. آنوقت همانطور که آن محقق گفته بود شک کردم که آیا کدامیک عاقلیم ما یا آنها؟ خیلی برایم عجیب بود درست مثل تفال زدن به فال حافظ من هم در روز تولدم نوشته تو را خواندم که از مرگ گفته بودی و فکر کردم شاید هم واقعا مرگ یک تولد دیگر است.