مدیریت منابع انسانی

 

استاد عزیز ما گفت که چون توی دانشگاهها از گزینش خبری نیست، آدمهای ناباب هم وارد می‌شوند. شاهد مثال هم داشت: همین چند سال پیش، زمان دانشجویی، با یک صهیونیست همکلاس بوده است.

وقتی پرسیدیم چطور فهمیده که او صهیونیست است، گفت: فامیلیش عتیق بود.

گفتم: استاد، حاج ملاآقاجان هم فامیلیش عتیق بود.

گفت: نه، این دختر، عهدعتیق بود.

گفتم: اما فامیلی آدمها که نشاندهنده اعتقادشان نیست.

گفت: آخه بینی‌اش هم شبیه صهیونیست‌ها بود.

گفتم: یعنی چه شکلی بود؟

گفت: تیز و کشیده.

یاد کارتون‌ها و فیلم‌های خودمان افتادم. عجب موجوداتی هستیم! نشد که این زبان بسته بماند. گفتم: اما استاد اینطور قضاوت کردن درباره آدمها درسته؟ به نظرم نمی‌شود به این راحتی این برچسب را چسباند.

گفت: شما که نمی‌دانید. خیلی دختر سوء استفاده کننده‌ای بود، همه‌ش زرنگ بازی درمی‌آورد. من باعث شدم که همه بچه‌ها باهم بایکوتش کنیم و ....

 

این بود بخشی از درس ساعت مدیریت منابع انسانی که بطور عینی و با استفاده از یک تجربه شفاف انسانی نحوه برخورد با منابع انسانی در سازمانهای آموزشی به ما دانشجویان آموخته شد.

 

 

/ 3 نظر / 2 بازدید
عشق های خنده دار

حالا بگو ببینم بینی شما چه جوری تا من یه برچسب باحال به شما بچسبونم!!!!!!!!!!!!! خب مگه چی میشه ، چرا ناراحت شدی ، می خواهی من بگم بینیم چه جوریه!!!!!!!!!!!!! بینیه من اینقدر قشنگه ه ه ه .... ولی نمی دونم چرا مثل خرتوم فیل...

سایه قرمز

سلام ... شست چی : به به ، به به موفق باشی یا حق

یونس

آدم نمی دونه اگر اینچنین استادی مسئولیت اجرایی هم بگیره چه رخ می‌ده! خدا به دور