برای رسول

دیشب به شیفتگی ات یک قدم نزدیکتر شدم. انگار که می توانم بعد از این همه سال حست کنم. دور نیستی هرچند شبیه خیلی از مردم این روزگار هم نیستی. اما خنده ها و بی خیالی ات نسبت به این  مردمان و آداب و رسومشان برایم غریبه نیست. 

دیشب توانستم تو را در لحظه ببینم، درست وقتی که نگاه نگرانت با خنده شلیکی و اشکهای پردردت با مزاح کلامت را کنار هم چیدم تا پازلت شکل بگیرد. تو قدر همه لحظه ها را خوب می دانستی...

http://shahidrasul.ir/

/ 1 نظر / 2 بازدید
حسین

قدر همه لحظه ها را خوب می دانستی...