﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>وقتي نيست ...</title>
    <description>sabra's description</description>
    <link>http://sabra.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>مریم برادران</managingEditor>
    <lastBuildDate>Fri, 17 Feb 2012 19:35:28 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>من انار را می کنم دانه به دانه ...</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;نمی دانم با این بخش سریال شوق پرواز، چه لحظاتی بر خانواده شهید بابایی گذشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;هر جمعه این سئوال را از خودم می پرسم. امشب البته شبی بود. شاید برای آنها هر شب شبی است... دانستن آنچه در دل آدمها می گذرد، گاهی چنان هراسناک است که شاد می&amp;zwnj;شوم دانه&amp;zwnj;های دل آدمها پیدا نیست....&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://sabra.persianblog.ir/post/1208</link>
      <author>مریم برادران</author>
      <comments>http://sabra.persianblog.ir/comments/6650/8943667/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6650.post-8943667</guid>
      <pubDate>Fri, 17 Feb 2012 19:35:28 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;دلم لک زده برای آنکه تو بگویی خوبی و دردی نیست. بگویی دکتر گفته دیگر نیازی به آمدنت نیست. به اینکه بگویی سر دردی در کار نیست و شب خوب خوابیده&amp;zwnj;ای.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دلم لک زده برای خنده بی دغدغه تو. به آن چشمهای بی هراس از نگاه دیگران.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;نمی دانم چرا این لک اما فقط بزرگ و بزرگتر می شود بی هیچ پاسخی به حسرتهای شکوفه کرده. بهانه هایم را برای دیدنت گاهی پنهان می کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;خدا را چه دیدی؟ شاید دلش بسوزد به حالم. شاید رحم کند به حسرتهایی نیامده ام. شاید دعایم را بشنود. شاید .... شاید روزی بدون درد برسد. شاید آن روز صبحی باشد نزدیک.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;هرچند وافعیت، میوه تلخ دنیا بوده و هست، دوست دارم ندیده بگیرمش. پس خدا امید را برای چه آفرید؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://sabra.persianblog.ir/post/1207</link>
      <author>مریم برادران</author>
      <comments>http://sabra.persianblog.ir/comments/6650/8941233/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6650.post-8941233</guid>
      <pubDate>Fri, 17 Feb 2012 13:44:14 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>ضرب المثل چینی</title>
      <description>&lt;p&gt;بهترین زمان برای کاشتن یک درخت، بیست سال پیش بود. بهترین زمان بعدی، امروز است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://sabra.persianblog.ir/post/1206</link>
      <author>مریم برادران</author>
      <comments>http://sabra.persianblog.ir/comments/6650/8913044/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6650.post-8913044</guid>
      <pubDate>Sun, 12 Feb 2012 23:20:39 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>غنیمت های دنیا</title>
      <description>&lt;p&gt;رسول اکرم صلی الله فرمود: آن کس که به رویش در خیری گشوده شود، غنیمت شمرد و از فرصت استفاده کند. زیرا نمی داند آن در چه وقت به رویش بسته می&amp;zwnj;شود....&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://sabra.persianblog.ir/post/1205</link>
      <author>مریم برادران</author>
      <comments>http://sabra.persianblog.ir/comments/6650/8897047/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6650.post-8897047</guid>
      <pubDate>Fri, 10 Feb 2012 06:03:50 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>غر زدنی ممتد....</title>
      <description>&lt;p&gt;شده از خودت ناخرسند باشی از بس که برای دیگران مفیدی و برای خودت نه! این روزها اینطوریم. می دانی چرا؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چون مهمترین وظیفه های&amp;nbsp;خودم را انجام نمی دهم و هر کار دیگری غیر از آنها را ....&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چه ام شده؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;الان قول می دهم که باز خودم باشم، خود خوب و نه خودخواه اما متعادل.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کار آسانی نیست. استاد می گفت: سخت ترین کار در زندگی&amp;nbsp;رعایت تعادل است والا همه می شدند امام علی! و این حرف چقدر به دلم نشست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر وقت به این حد خشم از خویش می رسم یاد این حرف برایم هم حرکت است و هم غرور؛ غرور از داشتن علی و حرکت به خاطر خجلت ....&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://sabra.persianblog.ir/post/1204</link>
      <author>مریم برادران</author>
      <comments>http://sabra.persianblog.ir/comments/6650/8883535/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6650.post-8883535</guid>
      <pubDate>Tue, 07 Feb 2012 19:44:57 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>یا ضامن اهو</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;بانو حال و روز خوبی ندارد. پناه آورده به تو، تویی که در خوبی همتایی نداری، مهربانی و دل&amp;zwnj;های دردمند را ضمانت می&amp;zwnj;کنی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;بانو پناه آورده به تو. ضمانتش کن که با شفا برگردد، با آرامش و کلیدی که قفل مشکل&amp;zwnj;هایش را بگشاید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://sabra.persianblog.ir/post/1203</link>
      <author>مریم برادران</author>
      <comments>http://sabra.persianblog.ir/comments/6650/8787799/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6650.post-8787799</guid>
      <pubDate>Tue, 24 Jan 2012 05:15:22 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>رو راست باشم با خودم</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;سخت ترین کار دنیا آدم شدن است....&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;و بعد از آن، مدیریت کردن&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;در یک جمع هر کس ویژگی هایی دارد، توانایی و تجربیاتی متفاوت. همین تجربه ها گاهی کار را سخت می&amp;zwnj;کند، چون در بینش و نگرش افراد سمت و سویی ایجاد می&amp;zwnj;کند با ایمانی استوار.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اینکه بشود بین همه الفتی ایجاد کرد رضایت بخش، که همه در خدمت اهداف قرار بگیرند، کار ساده ای نیست. به خصوص که گاهی افراد به هم مشکوک می&amp;zwnj;شوند که آیا در لوای اهداف گروه و تیم و سازمان، آیا غرضهای فردی یا آرزوهای شخصی پنهان نیست؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;این چیزی است که شاید به راحتی قابل تحلیل نباشد. اما یک چیز بسیار کارگشاست؛ اینکه هرکس دل خودش را صاف کند با خودش و با هدفش و با دیگران. آیا دیده&amp;zwnj;ای بشود دل دیگری را بخوانی بی هیچ غلط؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پس توقع نباید داشت دیگران بتوانند. خودت در خلوت نیت را که راست کردی و سعی در درستی کار، حداقل وجدانت را نخواهی کشت از دردی که تاب آوردن زیر این درد،&amp;nbsp;در حد&amp;nbsp;هر کسی نیست. شاید حداکثر روزی که دانه های دلت پیدا شد، بتوانی با روی گشاده بگویی، دیدی دغل نداشتم....&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://sabra.persianblog.ir/post/1202</link>
      <author>مریم برادران</author>
      <comments>http://sabra.persianblog.ir/comments/6650/8728349/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6650.post-8728349</guid>
      <pubDate>Sat, 14 Jan 2012 16:40:29 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>محال را ممکن کنم ...</title>
      <description>&lt;p&gt;می خواهم آدم شوم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;راهی هست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بارها فکر کرده ام و شروع کرده ام و نشده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این حس مشترکی است بین بعضی از ما.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیروز فاطمه همین را می گفت و روز قبل محدثه! یعنی چه چیزی اینطور ما را نگران کرده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید این حس که &amp;laquo;من رفتنی&amp;zwnj;ام&amp;raquo;...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;می خواهم در دنیا آدم شوم، نه از ترس رفتن، بلکه برای انکه فرصت برای بودن زیاد نیست...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://sabra.persianblog.ir/post/1201</link>
      <author>مریم برادران</author>
      <comments>http://sabra.persianblog.ir/comments/6650/8720888/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6650.post-8720888</guid>
      <pubDate>Fri, 13 Jan 2012 12:38:30 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>گاهی دلم را خوش کن تا بتوانم گام بردارم ....</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;باز خواب ماهی دیدم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اما این بار ماهی سیاه کوچولو را که از تنگ بیرون زده بود، توانستم نجات بدهم. وقتی انداختمش توی تنگ، زیبا، بزرگ و فرز شده بود!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;این یکی یعنی که در این کار موفقیتی است انشاءالله.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اما همه چیز به تدبیر آدمی است و نه خواب هایی که البته می توانند آرامشی آورند یا هشداری دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://sabra.persianblog.ir/post/1200</link>
      <author>مریم برادران</author>
      <comments>http://sabra.persianblog.ir/comments/6650/8689956/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6650.post-8689956</guid>
      <pubDate>Sun, 08 Jan 2012 19:50:40 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>چرا کار خوب نمی کنیم که بمانیم؟</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;پدر کانالها را عوض می کند و با دلخوری می گوید &amp;laquo;از این فیلمهای ایرانی دیگه حالم به هم میخوره. نمی دونم چرا به هیچ دردی نمی خورن.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;یکباره روی یک کانال مکث می کند و من هم که مشغول خواندن رمان جذاب &amp;laquo;در غرب خبری نیست&amp;raquo; هستم، با دیدن صحنه ای جذاب میخکوب می شوم: اکبر عبدی دراز کشیده روی تخت و تکه یخ را به دهان می برد ....&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;با آهنگ مزخرف تبلیغات بین فیلم، نفسی می کشم. به پدر نگاه می کنم و می گویم &amp;laquo;دیدی فیلم ایرانی خوب هم داریم. ده بار هم که ببینیم باز حاضریم تکرارش را هم ببینیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پدر می خندد به رضایت و می گوید &amp;laquo;شاهکار است این فیلم. خدا حاتمی را بیامرزد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://sabra.persianblog.ir/post/1199</link>
      <author>مریم برادران</author>
      <comments>http://sabra.persianblog.ir/comments/6650/8675262/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6650.post-8675262</guid>
      <pubDate>Fri, 06 Jan 2012 14:43:06 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
