ظلمات است ...
استاد مدتی است که بعد از کلاس، چند حدیث میخواند از باب ایمان و کفر. آخرین حدیث هایی که خواند اینها بودند:
امام صادق (ع): خداوند به پیامبری وحی کرد: برو به نزد فلان جبّار و به او بگو من به تو حکومت ندادم که خون بریزی و اموال بگیری. بلکه دادم تا اصوات مظلومین را از من باز بگیری (یعنی به سوی من آه نکشند). من مظلمت ایشان را رها نمی کنم اگرچه کافر باشد.
امام صادق (ع): کسی که برای ظالم عذر تراشی کند، خداوند بر او کسی را مسلّط کند که به او ظلم کند. دعایش را مستجاب نمی کند و اگر زیر بار ظلم برود، خداوند برای این ظلم اجری قرار نمی دهد.
این روزها درباره ظلم، ریا و دروغ زیاد حدیث میخواند، آنقدری که حالم خراب میشود؛ ظلم از همان که خدا میبخشد (بین خود و خداست)، ظلمی که نمیبخشد (شرک) و ظلمی که خداوند رهایش نمیکند (حق کسی که بر گردن تو باشد). {امام باقر (ع)}.
از این همه ظلمی که میکنیم و شبها به راحتی سر بر بالش نرسیده خوابیم و روزها لبخند بر لب داریم، به چه کسی پناه بریم؟
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٠٥ ب.ظ توسط مریم برادران
