کوری
دو تا مرد بودند؛ یکی میان سال با موهای جو گندمی و دیگری پسری که بیش از 25 سال نداشت. دست هم را گرفته بودند و کنار هم از پله های مترو بالا میرفتند.
دلم سوخت. فکر کردم حتما یکیشان کور است. حدس قوی روی پسر جوان بود. چون کم تحرکتر به نظر میرسید. اما اشتباه کرده بودم. بیناییاش کار میکرد. تنها مشکل این بود که در فرهنگ ما دو تا مرد هیچ وقت دست هم را نمیگیرند؛ حداقل جلوی چشم دیگران.
به هرحال برداشت آدم از آنچه میبیند، در مرحله اول به طور طبیعی از فرهنگ یا حتا عادات رایجش تاثیر میگیرد. میشود گفت قضاوت شخصی کاری طبیعی است. شاید برای دوری از ماندن در بند آن باید فکری کرد.
¤ نوشته شده در ساعت ٥:٥٠ ب.ظ توسط مریم برادران
