محال
واقعا آدم بدی میشوم گاهی! خودم تعجب میکنم.
امروز وقتی شیرینی را تعارفم کردند و گفتند «شیرینیه پسر دار شدن آقای «ن» ه»، اول ذوق زده شدم ولی بعد فکر کردم، بیچاره این بچه، با این بابای بداخلاق!
اما بعد چندتا شاهد مثال آمد توی ذهنم که بعضیها همکاران خوبی نیستند اما والد خوبی هستند و برعکس.
بعد هم فکر کردم، خب من هم خیلی خوش اخلاق نیستم!
طبق معمول گرفتار خطای اسناد و خودخدمتی شدم. یعنی با این همه خطا، یک روزی آدم میشوم؟
¤ نوشته شده در ساعت ۸:۳٤ ب.ظ توسط مریم برادران
