خوب یا خوبتر
آقای «ط» خیلی تلاش میکند همه چیز را در اختیار خود بگیرد، از همه چیز سر دربیاورد و تا جایی که جولان داشته باشد حتا تا حدودی به بهانه مشغلههای زیادی که مدیر بالادستش دارد، بسیاری از اختیارات او را از آن خود کرده تا اقتدارش ریشه بگیرد. جایگاهی دارد اما به نظر پا از گلیمش فراتر میگذارد. همین باعث میشود سرش شلوغ باشد و بسیاری از امور مهمتر را رها کند. دو شغل دارد که هر دو مدیریتیاند و به تمرکز و وقت زیادی نیاز دارند (هرچند در این مملکت راحتترین کار، مدیریت است!). همیشه خسته است و از نیروهای زیر دستش گلهمند.
بارها درباره این مسائل صحبت کردهایم. به او پیشنهاد دادم اگر نمیخواهد یکی از دو شغلش را رها کند و به دیگری واگذارد، حداقل یک معاون یا مشاور کاری در نظر بگیرد که بتواند بحشی از ذهنش را به مطالعه یا حداقل فکر کرئن و برنامهریزی اختصاص بدهد. به نظرم خوشایندش نبود. البته طبیعی است. فکر کردن کار سختی است و بهترین راه برای فرار از این کار، بهانه سر شلوغیهای اجرایی است.
به علاوه آدمی که تنها به کار و خوب کار کردن فکر نکند و چیزهایی دیگر از جمله تصاحب تمام و کمال قدرت (از شما چه پنهان تازگی دارم میشنوم که در اعداد درآمدی هم دست میبرد) برایش در اولویت باشد و بسیار علاقمند است که بگوید: این چیزها ثمره تلاش بیوقفه من است (و حتا نه من و پرسنلم)، باید یک تنه پیش برود. اما یک تنه زمین خوردن هم دردناک است. بارها فکر کردهام ثبت این همه موفقیت به چه درد آدم میخورد؟ چه قیمتی را باید به خاطرش پرداخت؟ شاید بیارزد و من هنوز خام هستم. به نظر او البته کارهایش همیشه خوب بودهاند.
چند سال پیش کسی به من ایراد گرفت که چرا همیشه دوست داری بهترین کار را انجام بدهی و چرا به چند کار خوب کردن رضایت نمیدهی؟ به نظر او ارزش چند کار خوب بیشتر از یک کار خوبتر بود. آنروز جوابی نداشتم بدهم. حتا اعتراف میکنم که چند مورد به توصیهاش عمل کردم و حالا مطمئن هستم که یک کار خوبتر بهتر از چند کار خوب است. به قول دکتر بهادری نژاد حیف آدمیزاده که در این زمان کوتاه فقط به کارهای خوب مشغول شود؛ کاری که خیلیها میتوانند انجام بدهند.
کار بهتر یعنی کاری که تو به آن با تمام وجود ایمان داری، بخشی از زندگی تو میشود، با آن حال میکنی و سختیاش را میپذیری، با علاقه و استعدادت همخوانی دارد، حاضری به خاطرش با خیلی چیزها بجنگی، مایه میگذاری و در آخر چبزی متفاوت از آب درمیآید؛ متفاوتی که به یک دردی هم بخورد. هم خستگی خودت را میبرد و هم دیگران را راضی میکند.
¤ نوشته شده در ساعت ٧:۱٠ ب.ظ توسط مریم برادران
