عبد الله بن عباس بن عبدالمطلب؛ حبرالامّه
مسلمین در شعب ابیطالب در محاصره بودند که ابن عباس متولد شد. پدرش عباس، عموی پیامبر، و مادرش ام فضل نام داشت. در زمان رحلت پیامبر سیزده یا پانزده ساله بود. با این حال احادیث و روایات زیادی از او نقل کرده است.
باهوش بود، بر علم فقه، تفسیر، انساب وفنون شعری تسلط داشت و ریاضیات میدانست و همه اینها اثر دعای پیامبر بود که در حقش فرمود: پروردگارا، او را در شناخت دین فقیه گردان و به او آگاهی از تأویل عنایت کن.
بعد از جنگ جمل، از طرف امیرالمومنین به استانداری بصره و خوزستان منصوب شد. در جنگ صفین، یکی از فرماندهان جناح چپ سپاه بود و وقتی امام را ناگزیر به پذیرش حکمیت کردند، او را را نماینده تام الاختیار خود معرفی کرد، هرچند نپذیرفتند. در نهروان نیز همراه امام بود.
در اواخر عمر در طائف زندگی میکرد و نابینا شده بود. جمعی از بزرگان شهر به دیدارش رفتند و از اختلاف امّت در خلافت شکایت کردند. عبدالله بن عباس نفس بلندی کشید و گفت: از پیغمبر خدا شنیدم که فرمود: «علی همراه حق است و حق همراه علی است. او بعد از من، امام و خلیفه من است. هر کس به او تمسک جوید، رستگار میشود و هر کس از امرش تخلف نماید دچار گمراهی میگردد.» پس از آن گریه کرد، دستها را به آسمان بلند کرد و گفت: اللهم انی اتقرب الیک بمحمد و آل محمد، انی اتقرب الیک بولایة الشیخ علی بن ابی طالب. این دعا را آن قدر تکرار کرد تا درگذشت و در آن زمان هفتاد و دو سال داشت.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٥٦ ب.ظ توسط مریم برادران
