عدی بن حاتم طایی؛ جواد ابن جواد
مردی قوی هیکل، تنومند و سخاوتمند از قبیله طی بود. آب از کوزه سفالی میخورد و بر فرش کهنه مینشست اما مثل اجدادش، همیشه در خانهاش به روی همه باز بود. به شعرا هر سال هشتاد هزار دینار صله میداد و به فقرا به قدر احتیاجشان کمک میکرد. هر روز برای مورچگان خرده نان میریخت و میگفت: اینها همسایگان ما هستند و به گردن ما حق دارند.
در سال دهم هجری مسلمان شد و از طرف حضرت محمد (صلی الله) رییس قبایل طی و بنیاسد و مسئول جمعآوری زکات آنها بود. از راویان و شاهدان غدیر بود و وقتی حضرت علی (علیهالسلام) در رحبه مردم را قسم داد که هرکس حدیث غدیر را از نبی اکرم شنیده، برخیزد و شهادت دهد، او بلند شد و شهادت داد.
در جنگ جمل بسیاری از افراد قبیلهاش را برای یاری امیرالمومنین آورد و با اینکه یک چشمش نابینا شد، در صفین و نهروان هم شرکت کرد و سه پسرش در صفین شهید شدند.
پس از شهادت امام، وقتی معاویه به او گفت: علی (علیهالسلام) در حق تو انصاف نکرد که پسرانت را در جنگها به کشتن داد، عدی گفت: من با او انصاف نکردم که او کشته شد و من زندهام. بدان معاویه که قطع حلقوم و سکرات مرگ بر ما آسانتر است از اینکه سخنی ناروا در حق علی (علیهالسلام) بشنویم.
او صد و بیست سال عمر کرد و در زمان مختار (635 ه.ق) در کوفه (و به قولی در قرقیسیا) درگذشت.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٤۱ ب.ظ توسط مریم برادران
