تنها یکی از استادهای عزیز
استاد عزیز ما به همه چیز جامعه نقد وارد میکند و سعی دارد به ما یاد بدهد همه چیز را با مبانی اسلامی تطبیق دهیم.
استاد عزیز ما هفته گذشته گفت با همه مشغلههای متفاوتی که دارد، تنها به خاطر تدریس حقوق میگیرد و اگر مدیریت موسسه ... را پذیرفته، تنها به دلایلی است که نمیخواهد بگوید. و ما میدانیم استاد عزیز ما دوست ندارد ریا کند.
استاد عزیز ما گفت با اینکه نتوانسته در جلسهای شرکت کند، اما با کمال تعجب حق جلسه را دریافت کرده است و هر چه تلاش کرده، نتوانسته آن را برگرداند! البته استاد عزیز ما اشاره فرمودند که خدا را شکر مبلغ قابل توجهی نبود، چیزی حدود پانصد تومن. و استاد عزیز ما برای آنکه مدیون نباشد، پول ناچیز برای دوساعت جلسه را صرف خرید وسایل مورد نیاز موسسه، از قبیل پرینتر و فکس نموده است (تازه اینجا بود که ما فهمیدیم یعنی پنج میلیون ریال).
چند وقت پیش یکی از شاگردان استاد عزیز ما از پایان نامه قابل تقدیرش دفاع بینظیری کرد و برای سپاسگزاری، مقرر شد دو میلیون ریال (!) جایزه بگیرد. البته بعد از مدتی دست دست کردن، طی نامهای پر تشکر به شاگرد محترم، ضمن قدردانی از زحمات بیدریغش، اعلام کردند که به دلیل کسر بودجه، قادر به پرداخت این وجه نیستند، و مراتب شرمندگیشان را اظهار نمودند. ناگفته نماند استاد عزیز ما از قِبَلِ این پایان نامه پر مایه، چندین مقاله به نام خود چاپ نمودند و امورات ارتقائشان به یاری خداوند منان رو به راهتر شد.
استاد عزیز ما خیلی عزیز هستند و تقریبا از اساتید برجسته محسوب میشوند که اغلب نام گران سنگشان زینت بخش جامعه فرهیختگان میباشد. خداوند قسمت آرزومندان کناد.
¤ نوشته شده در ساعت ٧:۱٦ ب.ظ توسط مریم برادران
