وقتی نیست ...


 

هزار خورشید تابان

نویسنده: خالد حسینی

ترجمه پریسا سلیمان زاده و زیبا گنجی

نشر مروارید

1386

 

فکر کنم کتاب بادبادک باز بیشتر گل کرد. البته من هنوز آنرا نخوانده‌ام، یعنی هنوز کسی را نیافته‌ام که این کتاب را بتوانم ازش بگیرم و بخوانم. اما می‌دانم که بادبادک باز درباره وضعیت پسران افغانستان است. هزار خورشید تابان، وضعیت زنان افغان را تصویر می‌کند. نویسنده هردو یکی است.

داستان قوی و جذاب است. در آن تاریخ تحولات این کشور همیشه آشوب را می‌شود ردگیری کرد؛ از زمان حضور شوروی، به جان هم افتادن خود هموطنان، طالبان، احمد شاه مسعود، ... تا وقتی که آمریکا پایش به افغانستان باز می‌شود. هرکس حوصله خواندن تاریخ را ندارد ولی دوست دارد تا حدودی بداند کل قصه چه بوده و البته از خواندن داستان لذت می‌برد، این کتاب را دستش بگیرد، ضرر نمی‌کند.

متن خوب و روانی دارد. ادبیاتش دلنشین و پر کشش است. فراز و فرودها، اشاره به جزییات دوست داشتنی و تصویرگری خوب نویسنده قابل تحسین است. هرچند در بعضی موارد قابل چشم پوشی، زیاده روی دارد، اما در کل جان می‌دهد برای فیلم شدن.

می‌دانم این روزها این دو کتاب، زیاد طرفدار داشته و دارد و دست به دست می‌گردد. خب کتاب خوبی هم هست. اما من فقط می‌خواهم یک چیز را بگویم.

سبک نویسنده دانای کل است. پس همه چیز را می‌تواند بگوید و همانطور که در بسیاری از موارد این کار را کرده، می‌تواند با همان نگاه ظریفش، وارد ابعاد مختلف وقایع شود. همانطور که در خیلی موارد هم این کار را می‌کند. اما نمی‌دانم چرا در همه دوره‌ها این همه رنگ سیاه و بدبختی به چشم می‌خورد و درست از وقتی که پای آمریکا به این کشور باز می‌شود، تمام آرزوهای زنان – و به طور نوعی لیلا- برآورده می‌شود؟ چرا قبل از این هیچ نقطه روشنی نیست - که شاید واقعا نباشد و چه می شود که با حضور آمریکا بهشت به منصه ظهور می‌رسد و هیچ مشکلی نیست – که حتما هست؟

این تنها یک سئوال ساده است. متن داستان واقعا قوی و داستان باورپذیر است. اما به نظرم جای چیزهایی خالی است که اگر نگاه نویسنده کمی باانصاف بود، با توجه به دانای کل بودنش، شاید بدک نبود به آنها هم اشاره می‌کرد.

راستش را بخواهید آخر کتاب یاد فیلمهایی از قبیل راکی افتادم که همیشه مهربان و نجات بخش است. البته شناسنامه کتاب، داستان را به عنوان یک داستان آمریکایی قرن بیستم معرفی کرده است. با علم به این مطلب، داستان زاویه ورود و خروج خوبی دارد.

 

 


مریم برادران

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مریم برادران


نویسندگان
مریم برادران


آرشیو من
آذر ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢


لینک دوستان
GOODREADERS
تجربه های مدیریتی من
دیکشنری
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0