همه جهان در یک نقطه
خیابان مقصودبیک تجریش؛ خانه دکتر حسابی. از یک سال بعد از فوت استاد (1372)، موزهای شده است که وسایل شخصی، مدارک علمی و تحصیلی، نشانها و تقدیرها، عکسهای قدیمی در کنار دوستان، خانواده و اساتید، متن سخنرانیها و دست نوشتههای استاد را گذاشتهاند به نمایش. برگههای پژوهش «بینهایت بودن ذرات» را هم میشود آنجا دید؛ برگههایی پر از تراوشات ذهنی، محاسبات و مشاهدات.
قصه این نظریه از این قرار است که تابستانی استاد میآید به ایران تا دیداری تازه کند. چند روزی را برای استراحت و تفکر، به خانه دوستش، آقای جمارانی میرود؛ جایی دنج و خرم. همان روزها، در حین مطالعه درباره ذرات به این فکر میافتد که از کجا معلوم این نظریه درست باشد که هر ذره دارای شعاع معینی است؟ به نظرش، نظریه وحدت وجود با این مفروضات تناقض داشت! اگر ذرات بینهایت گسترده باشند، چه میشود؟
با این فکر به آمریکا برمیگردد و نظریهاش را با استادش، انیشتین در میان میگذارد و به راهنمایی او به طور جدی مشغول کار روی آن میشود. یکسال مدام در آزمایشگاهی در دانشگاه شیکاگو کار میکند و بالاخره موفق میشود با یک تداخلسنج دقیق و اندازهگیری فاصله نوری، نظریهاش را تایید کند و به چاپ برساند.
واکنش دانشمندان در قبال این نظریه متفاوت بود اما در کل با استقبال روبرو شد. در این نگرش همه ذرات جهان به هم مرتبطاند. چون فرض بر این است که هر ذره تا بینهایت گسترده است و همه ذرات جهان در نقاط مختلف جهان با هم وجود دارند. یعنی قسمت کوچکی از تمام جهان در هر نقطهای وجود دارد. تئوری «بینهایت بودن ذرات» بزرگترین نشان علمی کشور فرانسه را از آن حسابی کرد.
استاد در سن نود سالگی در بیمارستان دانشگاه ژنو در گذشت؛ در حالیکه همه پزشکان تجهیزات کنترل حیات را از او جدا کرده بود و در ثانیههای آخر هنوز مشغول مطالعه کتابی بود. مقبره خانوادگیشان در تفرش است.
¤ نوشته شده در ساعت ٢:٢٩ ب.ظ توسط مریم برادران
