«به ديدارم بيا هر شب
در اين تنهايي تنها و تاريك خدا مانند
دلم تنگ است.
بيا اي روشن اي روشنتر از لبخند
شبم را روز كن در زير سرپوش سياهي ها
دلم تنگ است.
بيا بنگر چه غمگين و غريبانه
در اين ايوان سرپوشيده وين تالاب مالامال
دلي خوش كرده ام با اين پرستوها و ماهيها
و اين نيلوفر آبي و اين تالاب مهتابي
... شب افتاده است و من تنها و تاريكم
ودر ايوان من ديريست.
در خوابند
پرستوها و ماهيها و آن نيلوفر آبي
بيا اي مهربان با من
بيا اي ياد مهتابي»
مهدي اخوان ثالث
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٤۸ ب.ظ توسط مریم برادران
