پنهان
فکرهای خوبت
مردم کشند مرد!
شانه های صبورم سبز گشته اند
از بس که سر کج کرده
گریستم
غبطه می خورم به اعتبارت
شوره زار هم به قول و عهد تو
جنت است و من
گیج هیبتت
فانوس شیخ به دست که
«آنم آرزوست.»
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٥٢ ق.ظ توسط مریم برادران
وقتي نيست ... |
||
فکرهای خوبت
مردم کشند مرد!
شانه های صبورم سبز گشته اند
از بس که سر کج کرده
گریستم
غبطه می خورم به اعتبارت
شوره زار هم به قول و عهد تو
جنت است و من
گیج هیبتت
فانوس شیخ به دست که
«آنم آرزوست.»