شیطان در بهشت
از هنری میلر چیزی نخوانده بودم. چند وقت پیش کتابی از او را خریدم به اسم شیطان در بهشت. سه داستان کوتاه و دو متن نقد ادبی دارد، به ترجمه خوب بهاءالدین خرمشاهی و نازی عظیما که این روزها میخوانم و لذتش را میبرم. اسم کتاب هم اسم داستان دوم، بلندترین داستان این مجموعه، است. داستان عجیبی است درباره یک آدم علاف به نام ماکیان. خدای پیشانی خوانی است و همه روزگارش را با ستارهها و یافتن اقبال این و آن میگذراند. آدم پرخور و یک لاقبایی است که همیشه انگل دوستانش میشود. مدت مدیدی را هم با میلر و در خانه او میگذراند. اما واقعا نمک نشناس است. تمام مدتی که داستان را میخواندم مات و مبهوت این بودم که «عجب دوستانی پیدا میشوند.» منظورم دوستان ماکیان است. آدمی به این تن آسایی و تاحدی مزخرف که همیشه با همه زبان تلخیش کسانی هستند خود را موظف بدانند «حداقل نگذارند آواره باشد و شکم همیشه گرسنهاش خالی.» واقعا شیطانی است که به لطف دوستان شفیقش در بهشت سکنی دارد و خودش این را نمیفهمد و نادلگران است!!به هرحال داستان تر تمیز و جالبی بود. شخصیت پردازی خوبی دارد و کلمات و عبارات بدیع -اما نه نامانوس- در کل داستان به کار رفته است. کتابی را من از یک دست دوم فروش خریدم. که سال 67 توسط انتشارات تندر چاپ شده بوده است. حالا نمیدانم در بازار پیدا میشود یا نه. احتمالا کتابخانههای با سابقه باید داشته باشند. پیدا کردید بخوانید. سرگرمی خوبی است.
¤ نوشته شده در ساعت ٧:٥٤ ب.ظ توسط مریم برادران
