اينقدر هست که بانگ جرسی میآيد
انسان امروزی مگر میتواند انتزاعی زندگی کند؟ دور و برش اتفاقهایی بیفتد و او در اوهامش سیر کند؟ انسان هوشمند امروزی مگر دردمندتر نیست؟ نمیتواند غیر از این باشد. والا تکامل بشری زیر سئوال میرود. انسان امروزی بیشتر میفهمد و بیشتر میداند. بنا به سیر تکوین این امر ضروری و حتمی است. اما در عین حال بهتر هم میتواند پنهان کاری کند. یعنی میتواند خودش را به بیخیالی بزند (در ظاهر) و فقط درباره چیزهایی که دوست دارد، بگوید و بنویسد و راههایی برای فرار از تلخیها و ناکامیهایش بیابد.
انسان هوشمند امروزی، خودخواهتر است، چون میداند که برتر است، آگاه است. توجیه را خوب میشناسد و همزیستی مسالمت آمیز را بر همه چیز ترجیح میدهد. پس کنترل خویش و ماندن بر صراط مستقیم کار سختتر، اما ضروریتری است.
انسان هوشمند امروزی راه هر چیز را مییابد. سوالهایش اما آنقدر زیاد و مشکلاند که به بنبستهای زیادی میرسد. کاش آنروز که گفتی: از من بپرسید که من به راههای آسمان آشناترم تا راههای زمین، آنروز که گفتی: از من بپرسید تا مرا دارید، آدمها کمی هوشمندتر بودند. آیا برای انسان هوشمند امروزی، آرزوی داشتن چونان تویی بزرگترین آرزو نیست؟
¤ نوشته شده در ساعت ٩:۱٢ ب.ظ توسط مریم برادران
