ماجرای من و دلدار مرا پايان نيست
منوچهر وقتی آب می خورد، همیشه می پرید توی گلوش! بعد یاحسین خوشگلی می گفت و چشماش نمناک می شد. چرا؟ فرشته روز شهادتش ازش پرسید. گفت: از خدا خواستم آب خوش از گلوم پایین نره.
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٤٢ ب.ظ توسط مریم برادران
