بيدل
سایه سرم
همیشه با منی.
من شمرده ام
تمام روزهای با تو بودنم
از تمام شمعهای روشن تولدم
گذشته اند.
سایه روان!
از چه رو چنین
چو آغاز یک قرار
لای نامه های بی جواب و خوابهای بیقرار
سرگران و باوقار
دامن مرا گرفته ای؟
انتهای پرهراس با تو بودنم
از زبان قصه گو شنیده ای؟
¤ نوشته شده در ساعت ٧:٠۸ ب.ظ توسط مریم برادران
