آرزوی آرزوها
دیشب خدا یک عالمه آرزو شنید؛ آرزوهای ریز و درشت که حتا صاحبای بعضیشون خیلی امیدی نداشتند اما گفتند، چیزهایی که توی دل نگه داشته بودن. نمیدونم خدا با این آرزوها چی کار میکنه. اما هرچی که هست انگار دل آدما با این کار سبک میشه، چیزایی که توی دلشون سنگین بود، سپردن به کسی که از خودشون امین تر و تواناتره.
راستی اگه تو بیای، خیلی از آرزوها برآورده میشه، یه تیر و چندین نشون! و او قول داده که میآی. آرزوها یه روزی برآورده میشه، همهشون، به بهترین شکل. به باورهامون بستگی داره.
¤ نوشته شده در ساعت ٢:٠٥ ب.ظ توسط مریم برادران
