کوتاه است...
مثل باران بود، نرم، با طراوت و زندگی بخش. بی منت لبریز میکرد همه را از محبت. چشم بسته بودبم و دعا میکردیم که به رحمت پذیرفته شود. چشم که گشودیم رفته بود. فراموش کرده بودیم خورشید که ابر را ببرد، باران هم نخواهد ماند.
¤ نوشته شده در ساعت ٥:٠٥ ب.ظ توسط مریم برادران
