عينکت چه رنگيه؟
پسر ده ساله بود؛ گرم و صمیمی. هرکس از راه میرسید با او دست میداد و سلام و احوالپرسی میکرد. مرد که از راه رسید دستی داد و گفت: پسر چرا اینقدر سیاهی؟!
خنده روی لب پسر ماسید. سری تکان داد و به عینک مرد اشاره کرد و گفت: احتمالا عینکتون سیاه میبینه.
مرد کمی مردد ماند. گفت: راست میگی، شاید.
¤ نوشته شده در ساعت ٩:۳٦ ب.ظ توسط مریم برادران
