بعد از اين ديوانه سازم خويش را
شاید مسئول یقین یا شک کسی نباشیم اما اگر کاری کنیم که شک بیاورد، در حالیکه می شد اینطور نشود چه؟
نمِی دانم چرا اینقدر که از کلمات: بله، حتما، باید و کاملا استفاده می کنیم زبانمان برای گفتن نه، شاید، نمِی دانم و باید فکر کنم نمی چرخد.
شک به ایمان آدمها بهتر از ایمان به تردیدهایشان است. لااقل بین هزار راهه وحشت از این همه بی اعتمادی گیر نمی افتی. اما دنیای بی ایمانی هم چیز پر وحشتی بنظر می رسد. به قول بزرگی گول خور بزرگ بودن بهتر از گول زن حقیر بودن است! می شود روزی بزرگ شد؟ شاید آنروز دیگر ایمان و تردید کسی در ما اثری نکند.
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٢٥ ب.ظ توسط مریم برادران
