وقتی نیست ...


غافلگیری منتظره (به ياد عمليات والفجر ۸)

 

قرار نیست کسی چیزی بداند. مدتهاست که عبور و مرور به این منطقه را ممنوع کرده اند. مسئولین رده بالای مهندسی و اطلاعاتی و فرمانده گردانها خودشان همه کارها را می کنند. حتا گونی پر می کنند و سنگر می سازند. تمرین غواص ها در کارون و بهمن شیر شروع شده است؛ حداقل شش ساعت در روز. در این عملیات خط شکنی با آنهاست.

دو روز قبل از عملیات، نیروها به منطقه اعزام می شوند. کجا؟ کسی نمی داند. نیروها را سوار کانکس های حمل مواد غذایی می کنند و در را چفت و بست می زنند. جلوی ماشین روی یک پارچه سفید نوشته اند: «اهدایی امت حزب اللهدر کانکس ها که باز می شود، چندنفری بیهوش شده اند. بقیه هم هاج و واج اند! اینجا شرق اروند رود است، نزدیک فاو، بندر نفتی عراق. این روزها که کشورهای مهربان همسایه می خواهند با پایین آوردن قیمت نفت به ایران فشار بیاورند، تهدید فاو جواب خوبی است.

شنبه، 20 بهمن 64، ساعت 8 شب، غواص ها در دسته های خودشان به آب می زنند. لکه های ابر توی آسمان هم به کمکشان می آید. باران به اروند موج انداخته و غواص ها و حرکتشان را در خود پنهان کرده است. همه از شادی گریه می کنند. هرچند حالا این رود وحشی تر شده و آب کارون و بهمن شیر کجا و سرعت امواج و عمق اروند کجا.

قرار است غواص ها از اروند که گذشتند، سیم خاردارها و موانع را باز کنند، سنگرهای لب رود را از کار بیندازند و بعد با بی سیم خبر بدهند که همه چیز آماده است. ساعت ده و نیم فرمانده رمز «یا فاطمه الزهرا» را پشت بی سیم می خواند و قایق ها را به راه می اندازند. نیمه شب خط را می شکنند؛ خیلی زودتر از چیزی که برآورد کرده بودند. دیده بانهای ایرانی کارشان سخت تر شده است. باید حواسشان باشد که روی نیروهای خودی آتش نریزند.

عراقیها غافلگیر شده اند. تا دیشب که اینجا پرنده پر نمی زد! مدتهاست که منتظر حمله ایران هستند اما نه در حاشیه اروند، بلکه در هور یا ام الرصاص. باران همه زمینهای اطراف فاو را باتلاقی کرده و تانکها هم نمی توانند به دادشان برسند.

صدام اعلام می کند هرکس که از جبهه فاو زنده برگردد اعدام می شود. اما هزارتا پوتین کنار خور عبدالله می گوید که عراقیها به ساحل باتلاقی زده اند و رفته اند. لشگر گارد صدام هم کاری از دستش برنمی آید. چون منطقه را نمی شناسند و از اوضاع خبر ندارند، یکراست بین نیروهای ایرانی می رود. در این پیروزی صدام زهر خودش را با بمباران شیمیایی خالی می کند. اما راهپیمایی بیست و دوم بهمن آن سال در ایران تماشایی است.

 

 


مریم برادران

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

مریم برادران


نویسندگان
مریم برادران


آرشیو من
آذر ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢


لینک دوستان
GOODREADERS
تجربه های مدیریتی من
دیکشنری
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0