يک دست جام باده و يک دست زلف يار
اینکه زندگی مبارزه است، به نظرم درست می آید؛ یک عرصه مبارزاتی پیچیده که اگر کمی کنار بکشی یا ضعف نشان بدهی، محکومی به سر دادن (اشتباه نشود، مبارزه نه جنگ!).
چند روز پیش کتابی می خواندم. این توصیفش درباره زندگی برایم جالب بود: «زندگی یک رقص است نه نبرد میان اراده ها.»
امروز می خواستم یک تعریف میانی پیدا کنم که این دو را که هر دو زیباست، جمع کند. فکر کنم مولانا به بهترین شکل این کار را کرده «رقصی میانه ی میدان» که «آرزوست»! فکر کنم این تعریف خوبی از زندگی برای یک آدم زنده است.
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٢٢ ب.ظ توسط مریم برادران
