«... نشنید یا شنید؟»
به دستت انار دادم. انارهای درشت با دانه های سرخ.
انارها را اما در کیسه ای سیاه پنهان کرده بودم! انارهای سرخ درشت که چندتایی بیشتر نبودند را به دستت دادم که به بقیه هم بدهی. سفارشم را بلند نگفتم. در دل گفتم. اما مطمئن بودم این کار را می کنی.
انارها را به دستت دادم و رفتم.
خواب شیرینی بود، مثل دانه های سرخ انار.

¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:۳٤ ب.ظ توسط مریم برادران
