«خاك ، آب ، آتش ، هوا.» كلمه ها هميشه آنقدر فريبنده اند كه اگر زيرك نباشي زود به دامت مي اندازند . يك كلمه است و يك دنيا حرف و حديث ، يك گستره معني و مفهوم . شيطان گويا خيلي زيرك نبود . البته كه نبود . زيرك صفت مومن است . فقط مومن مي بيند و تشخيص مي دهد . پيداكردن سوزن در كاهدان كار هر كس نيست . شيطان آنقدر زيرك نبود كه بداند خاك ، آب ، آتش و هوا فقط يك لفظ نيستند . حقيقتش را نمي ديد . حتا نميدانست اگر آدمي از آتش نيست اما آتش هم دارد - چيزي كه خودش را از آن مي دانست و به آن مي باليد – آتش داريم تا آتش . آتشي كه از درك است و تاريكي و آتشي كه نور است اصلا . روشن مي كند . روشني مي بخشد . آتشي كه آب معرفت و علم را به جوش مي آورد ، شوق مي آفريند ، حبابهاي هوا را خارج مي كند و گل وجود را به مرور شكل مي دهد ، مي پزد و صورت مي بخشد . از آن بخششها كه عاريتي نيست . مال خود آدم است . مي ماند .
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:۳٢ ب.ظ توسط مریم برادران
