گفتم «يک عدد دختر خوب ...»
ديدم اخمهاش رو کرد توی هم. چشم غرهای رفت و گفت «من يک عدد نيستم. من يک نفرم.»
از اينکه يه دختر پنج ساله اينقدر میتونه خودش رو تحويل بگيره و قدر خودش رو بدونه کلی سرحال شدم. او يک نفر ليلی تمام عيار بود!
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٤٤ ب.ظ توسط مریم برادران
