« دوست داشتن آدم را محق نمي كند . »
اين را كسي گفت كه مزه دوست داشته شدن را چشیده بود . اما او دوست داشت آزاد باشد . يعنی آزادی را بيشتر از اين بند دوست داشت . فکر می کرد دوست داشتن هم مراتب دارد . او دوست داشتنی را می خواست که بندها را از دست و پایش باز کند . ولی بسيار شده بود که وقتی اين را به کسی می گفت ، باران نصيحت و دليل و برهان بر سرش نازل می شد که اصلا دوست داشتن يعنی بند . اما او نمی فهميد . فکر می کرد اگر آدمها خودخواهی را کنار بزنند و هم را همانطور که هستند بپذيرند ، آنوقت مشکل حل می شود . برای او دوست داشتن و دوست داشته شدن اینطور لذت بخش بود .
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٢٦ ق.ظ توسط مریم برادران
