تب گلد کوييست همه گير شده. هر جا میروی درباره اين پديده حرفی میشنوی. امسال تابستان دانشگاه نسبت به هرسال شلوغ تر بود. آمار گرفتند دليلش را بفهمند. بيشتر دانشجوها بخاطر گلد کوييست مانده بودند! میگويند تجارت خوبی است. خدا نکند سر و کارتان با يکی از اين آدمها بيفتد که وارد اين کار شده اند و رنگ درخشان سکه ای را هم به چشم خود ديده اند. اگر احساس کنند کمی تمايل داری که بدانی روزگارت را سياه میکنند. تو را به جلسات آموزشی هم میبرند که روشن شوی. بعد هم میگويند «با کسی که به اين مباحث آشنا نيست حرفی نزن. چون اطلاعات اشتباهی به تو میدهند و گمراهت میکنند!»
خلاصه اين شپش مرموز که توی تن اين شهر بدجوری رخنه کرده و همينطور رشد میکند، معلوم نيست از کجا آب میخورد که به اين وضوح و قدرت پابرجا مانده و اين همه آدم را مبتلا کرده. هر از گاهی هم میگويند غير قانونی است اما هيچ اتفاق ديگری نمیافتد. امروز هم تيتر روزنامه شرق است. خدا رحم کند که «چون پرده برافتد ...»
¤ نوشته شده در ساعت ۸:۱٢ ق.ظ توسط مریم برادران
